برچسب: ویرانگر,
نویسنده: اشکان رضاپور
سرشب:
بابا آمد خانه و دو تا جاکارتی پر از کارت داد دستم. پیدایشان کرده بود. در کل 4 تا عابر بانک از 4 بانک مختلف، دو کارت بلیط اتوبوس، یک چک سفید و دو کارت شناسایی در آن بود. یکی از کارتهای شناسایی، کارت عضویت در کانون کارشناسان رسمی دادگستری بود و دیگری کارت نظام مهندسی. هر چه زیر و رو کردم هیچ آدرس یا شماره تلفنی نبود. اولش به فکرم رسید زنگ بزنیم به فامیل نسبتا دوری که وکیل است و بپرسیم کسی را با این اسم و فامیل می شناسد یا نه. زنگ زدیم و جواب نداد! بعد به فکر نت افتادم. کلی با ترفندهای مختلف گشتم. ولی بی فایده بود. چون فامیلش با «حاج شیخ» شروع می شد، وقتی سرچش می کردم، مطالبی در مورد روحانی
مردم آزار! از تو بیزارم!
دور شو؛ دست از سرم بردار
من کجا طاقت تو را دارم! =/
البته «یار بی مهر و بی محبت او» من نیستم، اونه! و «بینوا» منم! هر چه قدر هم «تکانش میدهم»، «بر زمین نقش نمی بندد قامت او»! آخرش هم من بر زمین نقش می بندم! «سیمها پاره می گردند و من می افتم»! ولی «گروه پی جویی» به جای این که «عازم بگردد تا ببیند که عیب کار از چیست.» می آید مرا جریمه می کند!
=/
+ مطلب رو گرفتید؟!!!
شهریار
برچسب: لعنتی,
نویسنده: اشکان رضاپور
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور
راحی آمده برایمان زومبا رقصیده و ما هم کلی ذوقش را کرده ایم. چند روز بعدش یکی از فسقلی های 2-3 ساله ی فامیل، با دیدن سوسکی که به پشت روی زمین افتاده و دست و پا میزند، فرموده است که: مامان! سوسکه دارد همان کارهایی را می کند که خاله راحی می کرد!!! =)))
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب
در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست
آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد
بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست
بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است
مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور
من فدای تو به جای همه «دنیا» تو بخند
+ البته شاعر گفت به جای همه «گلها»... اما من دلم می خواهد تو به جای همه ی دنیا بخندی!
+ شعر از: فریدون مشیری
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور
وقتی کسی که مدتها است با ویژگیهای خوب می شناسیمش خطایی بکند، فورا نتیجه می گیریم که تا حالا نقش بازی می کرده و روی واقعی اش را به ما نشان نمی داده. ولی اگر آدمی که از نظر ما نادرست است کار خوبی انجام دهد آن را به اتفاق یا تظاهر ربط می دهیم و فکر نمی کنیم شاید روی واقعی اش این باشد!
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور
آدمهایی هم هستند که تا وقتی به آنها اعتماد نکرده ای نمی توانی بفهمی قابل اعتمادند یا نه! و وقتی بعد از یک دوره اعتماد آزمایشی، متوجه اشتباهت می شوی، طوری با تو رفتار می کنند که گویا به آنها اعتماد بدهکاری! اعتماد نه زورکی است نه سرعتی و نه تعهدآور! می شود این را بفهمی لطفا؟!
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور
برچسب:
نویسنده: اشکان رضاپور